ميرزا محمد حيدر دوغلات

177

تاريخ رشيدى ( فارسي )

اللَّهِ تَوْبَةً [ نَصُوحاً ] 422 بىبا و ها كه حرفين آخرين توبه باشد ، تاريخ مىشود . چون حضرت مخدومى ، ارشادپناهى ، خواجه بهاء الدين محمود - سلّمه اللّه تعالى و ابقاه - كه مشهور به خواجه خاوند محمودند به « 1 » كاشغر آمدند و خان در ربقه ارادت « 2 » ايشان درآمد و در سلك دولت ملازمان ايشان منسلك شد « 3 » و بعد از پنج سال توبه اول از جميع مناهى كرده شد و توبه او تمام شد ، آيت نيز تمام تاريخ مىشود كه تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً ، 423 و اين لطيفه غريب است . بعد از آنكه داخل طريقه عليه « 4 » خواجگان شد - قدّس اللّه ارواحهم - بغايت عدالت و طريقه مرضيه سنيه پيش گرفت « 5 » . محاسن اخلاق و مكارم اطوار او به نوعى شد كه غالبا پيش از وى از خواقين به اين چاشنى به غير اويس خان كسى كمتر گذشته باشد ، و اللّه اعلم ، و شرح احوال مبارك او را كسى كه « 6 » خواهد كه به تفصيل داند در دفتر دويم بايد طلبيد . « 7 » ذكر عبد الرشيد خان ابن سلطان سعيد خان امروز كه تاريخ سنه ثلاث و خمسين و تسعمايه 424 است ، در سرير سلطنت خانى و بر اورنگ « 8 » مسند خانى ، « 9 » جاى نشين حضرت سعيد خانى ، ولد امجد او عبد الرشيد خان است و اين تاريخ را بنده احقر ، محمد حيدر به نام نامى و القاب گرامى او مزين و مرتب گردانيده ، ابتداء تاريخ كه از ذكر توغلقتمور خان است كه از خواقين مغول به شرف اسلام مشرف شده است تا سلطان يونس خان آنچه از ثقات « 10 » روات استماع افتاده بود و نقيض روايتى نشده بود ، آن را در قيد كتابت آورده شده است و آنچه روايت به اختلاف استماع افتاده « 11 » آن را « 12 » ثبت كرده نشده است جهت احتمال كذب را ، و آنچه يونس « 13 » خان اين طرف بوده تا اختتام كار سلطان سعيد خان به شرح در دفتر دويم نوشته شده است ، اينجا نيز اگر به شرح نوشته مىشد ، بعد از آنكه تطويل تمام داشت « 14 » مكرر و مطول مىشد ، « 15 »

--> ( 1 ) . نت : محمود خان به . ( 2 ) . نت : ولادت . ( 3 ) . نت : شده . ( 4 ) . نت : غلبه . ( 5 ) . نت : گرفته . ( 6 ) . نت : - كه . ( 7 ) . نت : - و در برش بهلاى . . . طلبيد . ( 8 ) . نت : اوزبك . ( 9 ) . نگ : - و بر اورنگ مسند خانى . ( 10 ) . نت : آنچه لغات . ( 11 ) . نت : + از . ( 12 ) . نت : - را . ( 13 ) . نت : كذب روايحه از يونس . ( 14 ) . نت : تطويل داشت تمام . ( 15 ) . نت : + بعد از آنكه .